صدر الدين علي بن ناصر الحسيني ( مترجم : رمضان على روح الهى )
64
زبدة التواريخ ، أخبار الأمراء والملوك السلجوقية ( فارسى )
مردمان را فراگرفت ، و چو مرگش نزديك گشت ، از سلطان الب ارسلان بخواست تا پس از وى وزارت به وزير نظام الملك دهد . چون يكچند پس از آن خدايگان خوارزم سركشى كردن گرفت ، ملك داود آهنگ خوارزم كرد و هزار اسب را به هفتهاى بگشود . « 1 » سپس شهرستان گورگانج امير قفجاق نيز به دو پيوست « 2 » و بهدست وى اسلام آورد و آن دو خويش بسى يكديگر شدند . پس از چندى سلطان مودود به ملوك اطراف نامه كرد و آنان را به يارى و پشتيبانى خويش بخواند و مالها مر ايشان را فراهم آورد و توابع و نواحى خراسان را بديشان داد . ايشان نيز خواست او پذيرفتند ، اما چو سلطان از غزنه رفت ، ملك الموت به پذيرهء او آمد و ستارهاش طلوع ناكرده غروب كرد و لشكريانش نوميدانه به غزنه بازشدند . از آن ملوك كه از ديار خويش بهدرآمده و خبر درگذشت سلطان مودود به گوششان نخورده بود ، يكى امير كاليجار ، والى اصفهان ، بود كه سپاهيانش همگى در دشت هلاك شدند و او نيز بيمار شد و به اصفهان بازگشت . « 3 » خاقان ترك هم به ترمذ درآمد و آنجا را ويران كرد و به غارت و مصادرهء اموال دست برگشاد . امير خشكا نيز آهنگ ولايت خوارزم كرد اما ملك داود او را ، و سلطان الب ارسلان ، خاقان را براند . خاقان هم در سوى بخارا بر كنار جيحون خيمه برافراشت و در آشتى كوفت . ازاينرو ملك داود با دو سوار گزيده از جيحون گذشت و با خاقان بر يك تخت نشست و هردو خوردند و نوشيدند و صلح كردند و جدا شدند . چون نوبت سلطنت غزنه به سلطان فرخزاد بن مسعود رسيد ، سپاهى گران بسيجيد و به خراسان فرستاد ، كه امير قطب الدين اتابك كلسارغ به مقابلهء ايشان رفت . آنان هم او را اسير كردند
--> ( 1 ) . اين زمان ، خوارزم زير فرمان جند شاه ملك بود كه كار به فرمان غزنويان مىكرد . در اين نبرد ( سال 1043 م ) شاه ملك به قتل آمد ، ولى خوارزم تا سال 1077 م زير سلطهء سلجوقيان ماند . هزار اسب در فارسى به معناى هزار اسب است . دژى استوار و شهرى خوش است و آب چون جزيره گرداگرد آن ، و تنها يك راه دارد - بر گذرگاهى كه در نواحى خوارزم ساختهاند و ميانشان سه روز راه است ( ياقوت 5 / 404 ) . ( 2 ) . قفجاق نام قبيله است و نه نام امير . شمارى از قبايل قفجاق پس از اين رخدادها به سلجوقيان پيوستند . ( 3 ) . عماد الدين ابو كاليجار ابن سلطان الدوله ابن بهاء الدوله ( 1048 - 1024 م ) در هنگامهء فتوح سلجوقيان نخستين ، فرمانرواى همدان و نهاوند بود . با غزنويان همپيمان بود و در صفر سال 436 ه در بغداد به نامش خطبه كردند . درخصوص او ، نك . به : ابن اثير 9 / 181 - 178 به سال 439 ه ميان ملك ابو كاليجار و سلطان طغرل بك بر اين قرار صلح شد كه طغرل بك دخت ابو كاليجار را ، و امير ابو منصور ، فرزند ابو كاليجار ، دخت ملك داوود ، برادر طغرل بك ، را به زنى بگيرد . ابن اثير 9 / 192 - 185 .